۲۲ تير ۱۳۹۵ - ۱۲:۵۳
کد خبر: ۴۳۷۴۱۶
پ
تجمع اخير منافقين، هرچند گردهمايي مضحکي از دشمنان عنود نظام اسلامي از طيف‌هاي گوناگون در کنار يکديگر را به نمايش گذاشت، اما در عين‌ حال فايده‌اي نيز داشت و آن افتادن نقاب تزوير ارتجاع منطقه و آشکار شدن حمايت آن از تروريسم بود.
منافقین رجوی عربستان

به گزارش سرویس پیشخوان خبرگزاری رسا، تجمع اخير منافقين در پاريس، هرچند گردهمايي مضحکي از دشمنان عنود نظام اسلامي از طيف‌هاي گوناگون در کنار يکديگر را به نمايش گذاشت، اما در عين‌ حال فايده‌اي نيز داشت و آن افتادن نقاب تزوير ارتجاع منطقه و آشکار شدن حمايت آن از تروريسم بود.

 

حضور شاهزاده امنيتي آل‌سعود ترکي الفيصل که البته اين روزها در جايگاه دلالي ميان صهيونيست‌ها و ديگر شرکاي تروريست آل‌سعود نقش‌آفريني مي‌کند، به‌خوبي نشان داد که حاکمان اين روزهاي «روضه‌الخريم» تا چه ميزان، از حمايت از تروريست‌هاي نشان‌دار، ابايي ندارند.

 

البته رسانه‌ها بيشتر به نکته‌اي حاشيه‌اي توجه نشان دادند و آن خبر ضمني مرگ سرکرده منافقين توسط شاهزاده سعودي بود. اين در حالي بود که اصولاً اين خبر، حتي در صورت صحت ارزشي بيشتر از يک نکته براي ثبت در تاريخ نداشت، چراکه اولاً مدت مديدي است که اين فرد در مناسبات گروهک تروريستي فوق فاقد جايگاه مؤثري است و ثانياً بودن يا نبودن وي در ماهيت تروريستي و مزدوري اين گروهک و عناصر آن تأثيري ندارد. آنچه مهم‌تر و شايسته توجه است، نوع مواجهه سعودي‌ها با جمهوري اسلامي ايران و گفتمان و رفتاري است که در پيش‌گرفته‌اند.

 

رژيم آل‌سعود در منطقه اسلامي، از گذشته به ‌عنوان نماد و مرکزيت جريان مرتجع به شمار مي‌آمده و همين رويکرد کلي از يک‌سو و نيز ساختار سنتي حاکم بر آن، نوعي از محافظه‌کاري عميق را در برونداد سياست خارجي آن نهادينه ساخته است. با اين ‌حال تحولات سال‌هاي اخير منطقه نشان مي‌دهد حاکمان جديد رياض نه‌تنها به روش اسلاف خود تمايلي ندارند، بلکه ماجراجويي و تهوري شگفت‌آور را تعقيب مي‌کنند.

 

از سويي مستحکم‌تر کردن روابط ميان تل‌آويو و رياض که برخلاف گذشته، سعودي‌ها ديگر به دنبال کتمان آن نيستند، بر نقش‌آفريني جديد رژيم آل‌سعود در منطقه سايه افکنده است، به‌گونه‌اي که ردپاي صهيونيست‌ها در بسياري از تصميمات و موضع‌گيري‌هاي مهم اين رژيم به‌ خوبي مشاهده مي‌شود.

 

در امتداد رويکرد خصمانه اخير سعودي‌ها، که نوک پيکان آن متوجه جمهوري اسلامي ايران و منافع راهبردي آن است، از چندي پيش خبرهايي از حمايت سنگين مالي رياض از گروهک‌هاي تروريستي و جريان‌هاي تجزيه‌طلب که تا همين اواخر تا حدي زيادي به کما رفته بودند، شنيده مي‌شد. گويي پترودلارها با هدايت صهيونيست‌ها قرار است امنيت ملي ايران اسلامي را به مخاطره بيندازد. روشن است که ثبات و امنيت مثال‌زدني ايران در منطقه آشوب‌زده غرب آسيا، چشم هر ناظري را به تحير وا‌مي‌دارد و همين امر ائتلاف عبري- عربي- غربي را  برای شرارت با دلارهاي نفتي تحريک کرده است.

 

اکنون هرچند با تلاش و کوشش مجموعه دستگاه‌هاي امنيتي نظام، سطح ثبات و امنيت در کشور در حد فراتر از انتظار قرارگرفته است، اما نمي‌توان انکار کرد که دلارهاي نفتي ممکن است گروهک‌هاي به کما رفته را به تحرکاتي ولو محدود وادارد که هرچند پيکره مستحکم امنيت ملي ايران اسلامي را متزلزل نمي‌کند، اما ممکن است مردم کشورمان را با نگراني مواجه کند.

 

البته حمايت سعودي‌ها از جريانات تجزيه‌طلب و تروريستي، چيز تازه‌اي نيست و از گذشته ردپاي دلارهاي نفتي آنان در اين‌گونه حرکات کور مشاهده مي‌شده، اما آنچه وجه تمايز رويکرد کنوني آنهاست، آشکارا حمايت کردن و البته تصاعد فوق‌العاده حجم اين حمايت‌هاست. گويي حاکمان رياض مي‌خواهند اين حمايت خود را فرياد بزنند و البته اين رويکرد به شکست‌هاي منطقه‌اي آنان و عقده‌هاي ناشي از آن نيز بي‌ارتباط نيست.

 

اينک موضع آل‌سعود در مواجهه با ايران اسلامي روشن‌شده است، حال بايد پرسيد ما در مواجهه با اين سياست خصمانه و آشکار رياض چه مي‌کنيم؟ آنچه در اين ميان عجيب است، تداوم رويکردي خاص در برخي نخبگان سياسي و مسئولان اجرايي است که به‌رغم شمشيري که سعودي‌ها از رو بسته‌اند، همچنان از ديپلماسي لبخند سخن مي‌گويند. اين رويکرد منفعل در طول بيش از يک سال گذشته بدون تغيير ادامه داشته و اين در حالي بود که طرف مقابل هرازچندگاهي برگه جديدي از سياست خصمانه خود عليه ما را نشان مي‌داد.

 

در ماجراي حمله ددمنشانه سعودي‌ها به يمن، واسطه‌گري امريکايي‌ها موجب شد حمايت محور مقاومت از مردم مظلوم يمن به‌طور کامل انجام نپذيرد و اين در حالي بود که ارتش متجاوز آل‌سعود تا مدت‌ها از حمله به مردم يمن کوتاه نيامد. در ماجراي غمبار منا، هرچند تعداد 461 نفر از شهداي اين فاجعه، از حجاج ايراني بودند، اما به اذعان وزير خارجه کشورمان با برادران(!) سعودي مماشات گرديد! به‌گونه‌اي که حتي در حج امسال نيز سعودي‌ها به دنبال تحميل شرايط غير عزتمندانه بيشتري به حجاج ايراني بودند.

 

اکنون‌که حاکمان رياض با وقاحت تمام دستان آلوده خود را در دست تروريست‌هاي نشان‌دار قرار داده‌اند، از «برجام منطقه‌اي» سخن گفته مي‌شود و تلاش مي‌شود با هدف ارسال پالس مثبت به محور عبري- عربي- غربي، برخي تغييرات در پست‌هاي ديپلماتيک رخ دهد. معلوم نيست که اقدام بعدي جريان ديپلماسي التماس براي آنکه خود را به تعامل با سعودي‌ها نشان دهد، چيست؟ طنز تلخ اين ماجرا اينجاست که روزي گفته مي‌شد که اگر با کدخدا کنار آييم، همه مشکلات حل خواهد شد، اينک گويي بايد رضايت نوکران بي‌ارزش کدخدا را نيز جلب کرد!

 

پرسش مهمي که بايد طرح کرد، آن است که بالاخره چه زماني جريان ديپلماسي التماس، عزتمندي، واقع‌بيني و عقلانيت را چاشني عمل خود خواهد نمود؟ چه زماني به اين واقعيت پي خواهيم برد که اولين اصل ديپلماسي معقول، مواجهه متناسب است و نمي‌توان شمشير آخته را با لبخند پاسخ گفت! آيا وقت آن نرسيده در مقابل حاکمان ماجراجوي رياض، موضعي عزتمندانه و در شأن ملت ايران اتخاذ نماييم؟/998/102/ب3

 

منبع : روزنامه جوان

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص،قومیت‌ها باشد و یا با قوانین کشور و آموزه های دینی مغایرت داشته باشدمنتشر نخواهد شد.
آخرین اخبار
پربازدید