Web
Analytics
Rasa News :: خبرگزاری رسا - یادداشت | منافقین؛ از ضدیت با روحانیت تا عملگی صدام
دوشنبه ۲ مهر ۱۳۹۷ Monday, September 24, 2018 - ساعت:
زمان : ۱۳۹۷/۴/۲۱ - ۱۴:۵۴
شناسه خبر: ۵۷۰۷۷۲
 
یادداشت | منافقین؛ از ضدیت با روحانیت تا عملگی صدام
دولت های پس از جنگ تحمیلی، به دلایل مختلفی همچون سپردن مدیریت های فرهنگی به طیفی از لیبرال ها، ده ها سال درباره سازمان منافقین سکوت کرده و نسل های جدید را از شناخت حقایق مربوط به انقلاب اسلامی محروم ساخته اند.

به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، روش های مقابله دشمنان اسلام با قدرت گرفتن اسلام در عرصه اجتماعی و سیاسی متنوع و دارای مراتب تشکیکی بوده است. آنان سعی می کنند که در مرحله اول اسلام را از بین ببرند و اگر موفق نشدند، اسلام تحریف شده را ترویج می کنند. برای تحریف اسلام، باید اسلام شناسان اصیل کنار نهاده شوند تا راه برای اجتهادهای شخصی و بدعت گذاری ها گشوده شود. پیش از انقلاب اسلامی، ترویج «اسلام منهای روحانیت» توسط رژیم پهلوی، نهضت آزادی، دکتر شریعتی و سازمان مجاهدین خلق درپیش گرفته شد و برخی از روی غفلت و جهالت و برخی دیگر از روی دشمنی با اسلام، با این الگو همراهی کردند. امام خمینی(ره) اسلام منهای روحانیت را حربه دشمنان اسلام و استعمارگران دانسته[1] و دائما خطر آن را گوشزد می کردند. با مراجعه به بیانات امام خمینی(ره) در ماههای منتهی به انقلاب و همچنین سخنرانی ایشان پس از وفات دکتر شریعتی، میزان نگرانی امام از ترویج «اسلام منهای روحانیت» مشخص می شود.

سازمان مجاهدین خلق که به تصریح سران اولیه خود،[2] مولودِ نهضت آزادی است. این سازمان چه به لحاظ سیاسی و چه از نظر ایدئولوژیک متاثر از نهضت آزادی بوده و نهضت آزادی هم آنان را مولود خود می شناسد.[3] مجاهدین بشدت مخالف قرائت علما از اسلام بوده و در عمل فردی و سازمانی هم به خلاف دین اسلام رفتار می کردند. عده ای از آنان تفاسیر مهندس بازرگان از قرآن را می خواندند و عده ای دیگر اساسا به اسلام باور نداشتند.[4] سازمان در سال 1355 طی بیانیه ای اعلام کرد که مرتد شده و از دین اسلام خارج شده است. پس از آن، آیت الله طالقانی، آیت الله مهدوی کنی و محی الدین انواری و چند مجتهد دیگر، اعلام کردند که این سازمان مرتد و اعضای آن نجس هستند اما نهضت آزادی و عناصر پشت پرده سازمان، این اعلامیه را «اعمال چند تن منافق و خائن» نامیده[5] و مدتی بعد اعلامیه «اعلام موجودیت» مسعود رجوی از زندان را منتشر کردند.[6] با این حال، درب منافقین تنها روی یک پاشنه می چرخید و آن «اسلام منهای روحانیت» بود بنابراین مسیر قبلی ادامه یافت و مناسبات این سازمان با روحانیت صرفا بصورت استفاده ابزاری از روحانیت، ادامه یافت هر چند عالمان بصیری همچون شهید مطهری، علامه طباطبایی و مصباح یزدی بصورت مکرر نسبت به نفاق این سازمان هشدار می دادند.شاید ضعف حوزه های علمیه در ارائه استراتژی ای مشخص برای مبارزه و احساس سرخوردگی جامعه روشنفکر دینی در مقابل موفقیت های جریان های کمونیستی در گرایش مجاهدین به مارکسیسم موثر باشند[7]اما انحراف فکری و التقاط، اصلی ترین عامل انحراف آنان در نظر و عمل بوده است.

همراه کردن برخی روحانیون برای پوشش فعالیت های خود

منافقین برای توجیه اقدامات خود و جذب جوانان مسلمان، سعی می کردند تا تعدادی از روحانیون را با خود همراه کنند؛ همچنان که برخی از روحانیون با هدف جذب آنان و یا بدلیل مبارزه زدگیِ حاکم بر اندیشه شان، ارتباط نزدیکی با منافقین داشتند. کادر رهبری سازمان مجاهدین پس از عضو گيري اوليه، بخشی بنام «گروه روحانيت» تاسیس کردند تا با چهره هاي شاخص روحانيت مبارز تماس برقرار نموده و به اعتبار نام روحانيون سرشناس، در بازار مورد اعتماد قرار بگيرند[8] و در این زمینه هم بسیار موفق بودند و از سوی بازاریان و به‌ ویژه کسبه ی تهران مورد حمایت مالی قرار گرفتند.

 رابطه روحانیت با سازمان نفاق، مایه اعتبار این سازمان بود. محمدکچوئی می گوید: «اعتباری که این روحانیون خوب ما به سازمان دانند عامل اصلی اعتبار اینها بود.»[9]این ارتباط در حالی بود که اعضای سازمان حاضر نبودند صادقانه نظریات خود نسبت به دین اسلام و روحانیت را ابراز کنند. با این حال، تعدادی از طلاب به عضویت سازمان مجاهدین در آمده[10] و به تدریج در هاضمه مارکسیستی سازمان هضم شدند. فضای مبارزه زدگی به حدی بود که در اردیبهشت سال 52 پس از اعدام تعدادی از مارکسیست ها و اعضای سازمان مجاهدین،  اعلامیه اعتراض آمیزی از سوی حوزه علمیه قم منتشر شد.[11]

از گرایش به مارکسیم تا فساد اخلاقی

 گرایش به مارکسیسم، علم زدگی، به بازی گرفتن اسلام، اندیشه التقاطی، دورویی و دروغگویی و فساد اخلاقی از ویژگی های بارز سازمانی بود که خود را پیشرو مبارزات مردم مسلمان ایران می دانست! دروغگویی اعضای سازمان به حدی بود که «حسن و محبوبه» با اینکه مارکسیست و کافر بودند، خود را مسلمان جا زده و نزد دکتر شریعتی جایگاه والایی داشتند[12] به حدی که دکتر شریعتی امام علی(ع) و حضرت زینب(س) را در قالب حسن و محبوبه می دید و کتابی درباره این زوج نوشت!

حمایت روحانیون از سازمان مجاهدین، عمدتا در قالب حمایت مالی و سیاسی بود و کسی مثل هاشمی رفسنجانی شکنجه های زیادی به دلیل حمایت از مجاهدین متحمل شد. آقای منتظری نیز از حامیان سازمان بوده و گفته است، است: «در آن وقت ما اجمالا با اصل مبارزه مسلحانه تحت شرایط خاصی مخالف نبودیم و با مجاهدین هم قبل از اینکه تغییر ایدئولوژی بدهند اجمالا مخالفتی نداشتیم. حتی وقتی بعضی از آنها به عناوین مختلف دستگیر می شدند ما به خانواده های آنها کمک می کردیم.»[13] منتظری پس از انقلاب اسلامی هم به حمایت های خود از منافقین ادامه داده و متاثر از نهضت آزادی بعنوان پدرِ فکری این سازمان تروریستی، علیه جنگ و مسئولین نظام مواضع تندی اتخاذ نمود. امام که بشدت از مواضع منتظری آزرده بود، در پیامی این گونه فرمود:«اگر ایادی بیگانه و ناآگاهان گول خورده که بدون توجه، بلندگوی دیگران شده اند، از این حرکات دست برندارند مردم آنها را بدون هیچ گذشتی طرد خواهند کرد.»[14]

نه به جمهوری اسلامی رفراندوم قانون اساسی

سازمان مجاهدین خلق که به تدریج با عنوان منافقین شناخته می شد، بر اساس نفی مرجعیتِ روحانیت، عملا نتوانست با رهبری روحانیون در انقلاب اسلامی کنار بیاید. منافقین در 1بهمن 57، طی اعلامیه ای خطاب امام خمینی(ره) نوشتند: « فرزندان مجاهد شما» آمادگی خود را برای جانبازی در راه آرمانهای توحیدی مکتب اسلام، اعلام می کنند.[15] اما بدلیل دروغگویی ذاتی شان، پس از پیروزی انقلاب نه به جمهوری اسلامی رای دادند و نه در رفراندوم قانون اساسی شرکت کردند. با این حال از فعالیت های آنان هیچ ممانعتی به عمل نیامده و این سازمان دارای دفتر و نشریه بوده و مراسم ها و راهپیمایی های متعددی را برگزار می کرد.

سازمان نفاق تمام تلاش خود را در تخریب جمهوری اسلامی به کار می بست و با آزادی ای که داشت، به عضوگیری از میان مردم ادامه داده و دست به اقدامات خودسرانه متعددی مثل مصادره ساختمان های جامانده از رژیم پهلوی می زد. مسعود رجوی سی ساله چیزی جز یک چریک دیکتاتور، شهوت پرست[16] و منافق که سابقه همکاری گسترده با ساواک را داشت، نبود اما پس از انقلاب اسلامی به هیچ چیزی ربودن انقلاب از دست مردم راضی نبود و طبیعتا مردم و رهبران انقلاب مراقب بودند تا کسانی که دارای «همکاری گسترده با ساواک و سازمان های فراماسونری هستند»[17] انقلاب را مصادره نکنند. در 12تیر 59، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از مردم‌ برای‌ انجام‌ راهپیمایی‌ بر ضد سازمان‌ مجاهدین‌ خلق‌ و اخراج‌ كارشكنان‌ از ادارت‌ دعوت کرد.[18]

نفی نظری و عملی ولایت و مرجعیت

منافقین که به تعبیر امام در پیام سال 1366 به محتشمی پور، «فرزندان عزیز مهندس بازرگان» هستند،[19] از نفی نظری ولایت و مرجعیت، به مبارزه عملی با حکومت ولایت فقیه رسیدند و در نهایت وارد فاز مسلحانه شده و با امکانات و با اسلحه این کشور، 12 هزار نفر را کشتند. جنایات منافقین به حدی مشمئز کننده و غیر انسانی بود که حتی داعش هم مانند آنان را انجام نداده است. اقدام به پختن سه پاسدار در آب جوش، سوراخ کردن بدن پاسداران با سیخ داغ، زنده به گور کردن، سربریدن با موزائیک، بریدن سر پدر در برابر فرزندان خردسال، بریدن سر انقلابی ها در برابر عروس و داماد، بخشی از جنایت های این سازمان بود که در تحلیل های نهضت آزادی و طیف غربزده نادیده گرفته می شوند. امام خمینی(ره) به مواضع نهضت آزادی توجه داشت و ضرر این گروه  را« به اعتبار آنكه متظاهر به اسلام هستند و با اين حربه جوانان عزيز ما را منحرف خواهند كرد» بیشتر از منافقین می دانست.[20]

منافقین از سال ۶۴ تا ۶۷ رسما در قامت سربازان صدام درآمده و دهها بار به کشور حمله کردند. صدام برای بهره برداری اطلاعاتی،جاسوسی،جنگ روانی و تخلیه اطلاعات سریع از اسرا از منافقین استفاده می کرد و منافقین عملا تبدیل به «عمله های صدام» شده بودند اما حمایت نهضت آزادی از سازمان تروریستی مجاهدین ادامه یافت و آنان جمهوری اسلامی را مقصر قلمداد کردند! بازرگان پس از فاجعه هولناک هفتم تیر و هشتم شهریور 1360 بدست منافقین در نطق خود در مجلس، منافقین را جوانان جانباز و جگرگوشگان و امید ملت نامید![21] امام خمینی(ره) خواستار مرزبندی نهضت آزادی با منافقین شد اما بازرگان و نهضت آزادی کماکان حامی تروریست ها و جاسوسان صدام باقی ماندند.

عملگی برای صدام

 همکاری «عمله های صدام» با ارتش صدام در قالب ارتش آزادی بخش، تا سال 82 ادامه یافت و این سازمان «جوخه های مرگ صدام در داخل و خارج از عراق بودند»[22] و نقش مهمی در قتل عام شیعیان عراق به دست صدام ایفا کردند. آنان هنوز هم از خدمت به دشمنان ملت ایران دریغ نمی ورزد. غائله ای که درباره پرونده هسته ای ایران حدود 12 سال ادامه یافت، بدست اعضای سازمان نفاق آغاز شده و در ارسال پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت، نقش فعالی ایفا کردند. آنان هنوز هم به جاسوسی و تبهکاری علیه ایران ادامه می دهند و ضرباتی که به کشور وارد کرده اند به مراتب بیشتر از ضربات داعش بوده است.

منافقین در اوایل انقلاب به حدی در چشم مردم منفور بودند که وقتی یکی از اعضای این سازمان بدست مردم می افتاد، مردم اجازه دستگیری آنان توسط کمیته را نمی دادند و می گفتند این جلوی چشم ما آدم کشته و ما خودمان تکه پاره اش می کنیم! این سازمان، به دلیل خوی غیر انسانی، دروغگویی و اقدامات وطن فروشانه، حتی در میان اپوزوسیون نیز جایگاهی ندارند و در میان مردم بشدت منفور هستند. حتی 95 درصد ایرانیان مقیم آمریکا با آنان مخالفند.[23] این سازمان هرگز اعلام نکرده که خشونت را کنار گذاشته است و بسیاری از کشورها هنوز هم آنان را تروریست می دانند و از ورود اعضای آن به کشور خود ممانعت می کنند.

سکوت لیبرال های دولتی

در پایان ضروری است به دو نکته به عنوان جمع بندی اشاره شود. نکته اول اینکه امروز وضعیت نهضت آزادی به عنوان پدر فکری تروریست های سازمان نفاق چگونه است؟ آیا این طیف که باورمند به اسلام منهای روحانیت هستند، در میان حوزه نفوذ دارند؟ چه کسانی از بدنه طلاب یا اساتید حوزه علمیه با محافل منحرفی همچون نهضت آزادی ارتباط دارند؟ چه کسانی در درون حوزه های علمیه مورد حمایت سازمان تروریستی منافقین هستند؟

نکته دوم اینکه، دولت های پس از جنگ تحمیلی، به دلایل مختلفی همچون سپردن مدیریت های فرهنگی به طیفی از لیبرال ها، ده ها سال درباره سازمان منافقین سکوت کرده و نسل های جدید را از شناخت حقایق مربوط به انقلاب اسلامی محروم ساخته اند در نتیجه، نسل های جدید اطلاعات چندانی از جنایات «عمله های صدام» ندارند و در موج دروغگویی و حملات رسانه ای منافقین گرفتار می شوند. بنابراین ضروری است تا اقدامات نفرت انگیز این سازمان، دائما در معرض نمایش قرار داده شود./۸۴۱/ی۷۰۲/س

حسن محمدی، دانشجوی دکتری دانشگاه معارف اسلامی

منابع

نهضت امام خمینی(ره)، سید حمید روحانی، ج3.

نشریه مطالعات بین المللی تروریسم راه نما ، ویژه نامه مجاهدین خلق در اسناد بین الملل.

نهضت آزادی ایران، قدرت الله بهرامی، زمزم هدایت، چاپ دوم، 1391، ص181-182.

يادداشت هاي حسن روحاني، ص 53، مندرج در کتاب سازمان مجاهدين، پيدايي تا فرجام، جلد اول، ص 347

خاطرات عزتشاهی، محسن کاظمی، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی.

سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام، جلد ۲.

اسناد نهضت اسلامی ایران (جلد 3و4)؛ اعلامیه ها و بیانیه های فضلا و طلاب حوزه علمیه قم، سیدهادی خسروشاهی،تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1395،ص439-443.

منافقین خلق، مهدی حق بین، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ دوم.

خاطرات آیت الله منتظری، ج۱.

صحیفه امام، ج21، ص326.

مجموعه اعلامیه ها و موضع گیری های سیاسی مجاهدین خلق ایران(1)، انتشارات سازمان مجاهدین خلق ایران، بهمن 1358،ص20

http://www.saharngo.com/fa/story/1772

http://jameehmodarresin.org/etelaiyeh/55----1359/824-699.html

http://www.ensafnews.com/1779

پی نوشت

[1] صحیفه امام، ج7،ص461و ج8ص62.

نهضت امام خمینی(ره)، سید حمید روحانی، ج3، ص499.[2]

[3] نهضت آزادی ایران، قدرت الله بهرامی، زمزم هدایت، چاپ دوم، 1391، ص181-182.

نهضت امام خمینی(ره)، سید حمید روحانی، ج3، ص513-514.[4]

[5] نهضت امام خمینی(ره)،ج3،ص904.

[6] نهضت امام خمینی(ره)،ج3،ص676.

[7] http://www.ensafnews.com/1779.

[8] يادداشت هاي حسن روحاني، ص 53، مندرج در کتاب سازمان مجاهدين، پيدايي تا فرجام، جلد اول، ص 347

[9] خاطرات عزتشاهی، محسن کاظمی، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی،ص472.

[10] سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام، جلد ۲، ص ۲۶۲.

[11] اسناد نهضت اسلامی ایران (جلد 3و4)؛ اعلامیه ها و بیانیه های فضلا و طلاب حوزه علمیه قم، سیدهادی خسروشاهی،تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1395،ص439-443.

[12]  منافقین خلق، مهدی حق بین، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ دوم، ص55

[13] خاطرات آیت الله منتظری، ج۱، ص ۳۹۲.

[14] صحیفه امام، ج21، ص326.

[15] مجموعه اعلامیه ها و موضع گیری های سیاسی مجاهدین خلق ایران(1)، انتشارات سازمان مجاهدین خلق ایران، بهمن 1358،ص20

[16] درباره سوء استفاده های جنسی رجوی از زنان سازمان نفاق، ر.ک: http://www.saharngo.com/fa/story/1772☝

[17] نهضت امام خمینی(ره)، ج3ص578-584.

[18] http://jameehmodarresin.org/etelaiyeh/55----1359/824-699.html

[19] صحیفه امام،ج20،ص479.(از نرم افزار صحیفه امام)

[20] همان

[21] نهضت آزادی ایران، قدرت الله بهرامی، زمزم هدایت، چاپ دوم، 1391، ص183-184.

نشریه مطالعات بین المللی تروریسم راه نما ، ویژه نامه مجاهدین خلق در اسناد بین الملل، سال پنجم، شماره 14، شهریور1395،ص59.[22]

[23]نشریه مطالعات بین المللی تروریسم راه نما ، ویژه نامه مجاهدین خلق در اسناد بین الملل، سال پنجم، شماره 14، شهریور1395،ص48.

ارسال به شبکه های اجتماعی
ارسال نظر
نام :
ایمیل:(اختیاری)
متن نظر:
لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید:
= ۵ + ۱
ارسال
نظرات
انتشار یافته: 0
در انتظار بررسی: 0
غیر قابل انتشار: 0
۱۳۹۷/۷/۲ - ۰۹:۵۷
اسلام زدایی؛ هدف روشنفکران غربگرا
آخوندزاده پرورش یافته‌ روسیه تزاری بود و حتی برای آنها کار می‌کرد و تعدادی دیگر در خدمت دستگاه های استعماری انگلستان بود‌ند. ملکم، تقی‌زاده و فروغی از کسانی هستند که شواهد و قرائن بسیار زیادی حاکی از ...
۱۳۹۷/۶/۳۱ - ۱۴:۴۳
حمایت از پایان‌‌نامه‌های حوزوی و دانشگاهی درباره "هیأت‎های مذهبی"
جامعه ایمانی مشعر به منظور ترویج و گسترش علمی پدیده هیأت و أبعاد مختلف آن از پایان نامه‌های حوزوی و دانشگاهی حمایت می‌کند.
۱۳۹۷/۶/۳۱ - ۱۴:۳۴
جُستاری در جریان ضد دینی در ایران
سیر تفکر ضد دینی در چهار دوره‌ اول از ورود اسلام به ایران تا تأسیس سلسله‌ی سلجوقی، از سلجوقی تا آغاز صفوی ، از صفویه تا اوایل قاجاریه و از قاجار تا انقلاب اسلامی جریان داشته است.
۱۳۹۷/۶/۲۸ - ۰۷:۲۱
اسامی و مشخصات روحانیون تبعیدی + سند
اسامی و مشخصات علماء، وعاظ، اساتید حوزه علمیه قم و روحانیون تبعیدی در سال ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ منتشر شد.
۱۳۹۷/۶/۲۸ - ۰۷:۲۰
تاریخ | گزارش ساواک از تجمع هیأت‌های مذهبی
یکی از بزرگترین اجتماعات از مقابل مسجد حاج ابوالفتح آغاز شد. این حرکت با برنامه‌ریزی موتلفه اسلامی کلید خورد و مردم عزادار با طی کردن مسیری طولانی به سمت بازار به حرکت درآمدند.
۱۳۹۷/۶/۲۶ - ۱۴:۴۰
جریان‌شناسی روشنفکری غرب‌گرا در ایران؛
میرزا فتحعلی آخوندزاده چه کسی بود
در حقیقت آخوندزاده همه‌ ناکارآمدی‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران را به دین اسلام و اولیای آن نسبت داده و حتی به مراسم‌های مذهبی نیز تاخته و انجام آن را مورد استهزاء قرار داده است.
۱۳۹۷/۶/۲۵ - ۱۹:۱۹
استاد دانشگاه باقرالعلوم تبیین کرد؛
اثبات تقویت جریان حق، نقطه کانونی فرهنگ عاشورا
حجت الاسلام والمسلمین سوزنچی با بیان این که به حادثه عاشورا نباید صرفا یک نگاه نظامی داشت، گفت: حادثه عاشورا از آن حیث ارزش دارد که در پی تقویت جریان اثبات حق است.
۱۳۹۷/۶/۲۳ - ۱۶:۲۸
بخش سوم | جریان‌شناسی روشنفکری غرب‌گرا در ایران
بی شک ملکم به دنبال رنسانسی مشابه غرب در اسلام بوده است، به همین خاطر از یک سو درصدد جلب نظر علماء برآمده و از سوی دیگر به تدوین دکترینی برای تفسیر مجدد تعالیم اسلام پرداخت است.
۱۳۹۷/۶/۲۳ - ۱۵:۲۱
بررسی کتاب نقدی بر مدخل امام خمینی؛
خطای بزرگ در نگارش مدخل امام خمینی
واسپاری تالیف متنی تخصصی درباره امام خمینی(ره)، به نویسنده ای که طبیعتا مخالف اندیشه سیاسی امام بوده و سابقه سوگیری های مشخص سیاسی دارد، خطایی بزرگ بوده است.
۱۳۹۷/۶/۲۱ - ۱۴:۴۹
بخش اول | کاپیتولاسیون به روایت اسناد ساواک
با تصویب لایحه کاپیتولاسیون در مجلسین، امام خمینی(ره) در برابر این خیانت رژیم پهلوی موضع‌گیری کرده، آن را «سند مستعمره نمودن» ایران دانستند.
۱۳۹۷/۶/۲۱ - ۱۱:۳۴
بخش دوم | جریان‌شناسی روشنفکری غرب‌گرا در ایران
میرزا ملکم‌خان که پدر روشنفکری ایران است در حقیقت به چنین استنباط و حکمی رسیده بود،‌ اما به‌دلیل آن‌که پیش از روشنفکری، سیاستمداری ورزیده بود، هرگز صراحتاً به اسلام حمله نکرد و در لفافه مواضع و دیدگاه...
۱۳۹۷/۶/۲۱ - ۱۰:۴۸
بازخوانی اسناد انقلاب اسلامی | تلاش ساواک برای منزوی کردن امام خمینی
براى خنثى نمودن هر نوع فعالیت‌هاى سوء آیت‌الله خمینى دستور فرمائید از طرف ساواک قم یک سلسله اقدامات و عملیات اساسى بدون تظاهر به عمل آید که طرفداران نامبرده فوق از طرف او پراکنده شوند.
۱۳۹۷/۶/۲۰ - ۱۰:۴۵
یادداشت | شفافیت علیه شفافیت
اگر بین مردم و یک یا چند نماینده اختلاف رخ دهد بهتر است یا بین ملت و یک مجلس که نماد مردم‌سالاری نظام اسلامی است؟ عجیب آن است که مخالفان شفافیت آرای نمایندگان، مدعیان صف اول «شفافیت» در مواجهه با نهاد...
۱۳۹۷/۶/۲۰ - ۱۰:۰۰
ساواک و سیاست اختلاف بین ترک و فارس + سند
نامه «سیاست ایجاد اختلاف بین ترک‌ها و فارس‌ها توسط ساواک» در پایگاه اینترنتی مرکز بررسی اسناد تاریخی منتشر شده است
۱۳۹۷/۶/۲۰ - ۰۹:۴۸
سیری در مبانی فکری، سیاسی میرزا ملکم خان؛
بخش نخست | جریان‌شناسی روشنفکری غرب‌گرا در ایران
ساختارهای فکری میرزا ملکم‌خان را باید در راستای مطالعات و تجربیاتش مورد بررسی قرار داد. وی از سویی متأثر از مشاهداتش از غرب و پیشرفت‌های مادی و سیاسی آن دیار و از سوی دیگر ضعف سیاسی و اقتصادی کشور که ...
۱۳۹۷/۶/۱۹ - ۱۵:۰۴
اذان بى‏ موقع
پاسبان درجه ۱ محمد احمدزاده که گویا در حال و هواى دین‏‌زدایى آشکار رضاخانى سیر مى‏ کرد به جرم اینکه شیخ حسین را تاکنون در حال اذان گفتن در بازار زرگرها ندیده بود، مشارالیه را جلب و به همراه گزارشی به ...
۱۳۹۷/۶/۱۹ - ۱۰:۳۴
چرا "استعمارشناسی"
در هندوستان استعمار انگلیس سلطه علنی داشت، اما در ایران به دلیل روح سلحشوری، مبارزه، فرهنگ غنی اسلامی و حساسیت مرجعیت و روحانیت در دخالت و سلطه اجنبی، نتوانستند به صورت علنی ایران را مستعمره کنند.
۱۳۹۷/۶/۱۹ - ۱۰:۱۹
ماهیت جبهه ملی و نهضت آزادی از زبان بازرگان
مهندس بازرگان می‌گفت: ما هرگز برنامه‌اى براى تضعیف مقام سلطنت نداریم و با توده‌ای‌ها هم‌همکارى نخواهیم نمود و می‌خواهیم فقط از آزادى در ایران دفاع کنیم.
۱۳۹۷/۶/۱۹ - ۱۰:۱۸
نامه‌ای درباره امام خمینی و شریعتمداری + سند
عده‌اى که در هفته قبل به ملاقات آقاى شریعتمدارى رفته بودند در مذاکرات خصوصى خود می‌گفتند: آقاى شریعتمدارى مرد خوبى است ولى خمینى چیز دیگر است بدین معنى که خمینى را بهتر از شریعتمدار می‌دانستند.
۱۳۹۷/۶/۱۹ - ۱۰:۰۴
نوشتاری از نماینده ولی فقیه در خراسان شمالی؛
سالروز رحلت آیت الله طالقانی | "عبور از خود"
بسیارند کسانی که به هنگام کسب وجاهت اجتماعی و محبوبیت عمومی، خود را گم می‌کنند و در پیچ و ‏خم خودخواهی‌ها و «حبّ نفس» گرفتار می‌شوند، مرحوم ‏طالقانی از این گرداب گندیده هوای نفس رهایی یافته بود.